|
داری بدون من میری٬ می خندی وقت رفتنت
می خندی التماس من٬ نوازشه روی تنت
می خندی اشکای منو رو صورتم جا می زاری
تو غربت نبودنت دستامو تنها می زاری
تو هم به غربتم بخند که تو نخندیده بودی
حالا تو هم ندیده باش که اشکمو دیده بودی
تو هم بخند که خنده هات، مرهم زخمای منه
اگرچه می خندی به من،برو که وقت رفتنه
برو گلم پیشم نمون! به فکر مرگ من نباش!
تو آسمون من نشو ولی یه جا ستاره باش!
همیشه تو خیال ِ من، من و تو مال هم بودیم
تو قصه می خواستی، ببین، من و تو هم قصه شدیم
تو هم برو که رفتنت، خیلی به قصه مون میاد
برو گلم ولی بدون: دوست دارم خیلی زیاد...
 |