تبليغاتX
سراب عشق
به شقایق سوگند من به این معجزه ایمان دارم که تو بر خواهی گشت...
         تکه هایی از عشق

این دو راهی به کجا میرسد ؟  آخر به کجا ؟

تا کجا باید رفت ؟

خسته ام از تردید

خسته ام خسته از این دلهره یاس آور

کیست آن کس که به آواز دو چشمان پر از دلهره ام گوش کند

و مرا از غم تردید رهایی بخشد

دل من در پس این پنجره ها مدفون است

و از دو چشمان سیاهم جاری ست تکه هایی از عشق

نیست حتی نفسی بی تشویش

دیگرم نیست امیدی در دل به تو ای ره رو تاریکی ها

تو ز من دور  شدی و به شب پیوستی

راه من از تو جدا شد

اما

باز هم در پی یادی هستم که به تو ختم شود ...

تقدیم به او که در تنها ترین تنهایی هایم تنهایم گذاشت ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:6  توسط سارا  | 

من و تو

من نشستم

 تو فریبی

من بریدم

تو رسیدی

من تو فکر بال پرواز

تو ستاره هاتو چیدی

 بسه انتظار کشیدن

این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم

 اگه تا اینجا رسیدم

اگه دستام تا قیامت

ساکت و شکسته باشن

 اگه پاهای نحیفم

به زمین نشسته باشن

توی این روزای هفته

 یه سری به ما بزن

 غم دوریت از دلاتون

خیلی سخته

 واسه من توی این روزای هفته

 یه سری به ما بزن

غم دوریت از دلاتون

 خیلی سخته

واسه من بسه انتظار کشیدن

این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم ا

گه تا اینجا رسیدم

بسه انتظار کشیدن

 این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم

اگه تا اینجا رسیدم

بسه انتظار کشیدن

 این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم

 اگه تا اینجا رسیدم

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 17:20  توسط سارا  | 

آدما از آدما زود سیر میشن                   آدما از آدما دلگیر میشن

آدما رو عشقشون پا می ذارن                 آدما آدمو تنها می ذارن

 

بی آنکه بدانم و بفهمم تو زندگیم جاگرفت اولش فکر نمی کردم اون قدر روم اثر بذاره که نتونم بدون اون زندگی کنم

فکر می کردم یه دوست داشتن ساده است  یا یه عشق زودگذر،هیچ وقت نذاشتم کسی توی قلبم جا بگیره همیشه به عشق و دوست داشتن دیگرون می خندیدم فکر نمی کردم یه روزی این جوری دلبا خته و وابسته کسی بشم که قلبش الان از سنگ شده.

 

        اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده                      اما بعد دیدم که عشقه با تو اندازش زیاده

 

به خاطر عشقم خیلی سختی وزجر کشیدم ،خیلی حرفا شنیدم،خیلی شبا رو نخوابیدم و خیلی از شب رو توی بیمارستان صبح کردم حتی واسه این عشق و نگه داشتنش التماس وگریه کردم می خواستن کسی رو که نفسم به نفسش بنده ازم بگیرن همه دست به دست هم داده بودن این دوست داشتن رو از ما بگیرن که موفق نشدن چون ما نمی خواستیم از هم جدا شیم

توی رفاقت هیچ چیزی واسش کم نذاشتم همه چی رو فداش کردم حتی زندگیم رو چون می دونستم لایقشه

خودش می دونه که دیوونه وار دوسش دارم و اگه یه نفرتوی دنیا واسش میمیره منم واین روزا رو دارم به سختی می گذرونم می دونید چرا؟چون اونی که تنها کسم بود تنهام گذاشت رفت نمی خواد باور کنه هرکاری که کردم فقط و فقط به خاطر خودش بوده و به خاطر دوست داشتنی که بهش داشتم.

می خوام از این طریق بهش بگم عشق پاکم تو رو خدابرگرد منو بیشتر از این داغون نکن می دونم قبول دارم خیلی اذیتش کردم ولی الان دیگه فرق کرده  من هم تغییر کردم من توی این تنهایی بدون اون میمیرم توی این مدت تنهایی با خودم می گم اگه یه روزی برگرده واسه ثانیه به ثانیه اش جون می دم می خوام خواهش کنم ازش یه باردیگه بهم فرصت بده برگرده و من و بیشتر از این چشم انتظار دیدنش نذاره

 

 

 

 

و یه بار دیگه بهم مهلت بدی حتی خدا هم به اون عظمت و بزرگیش همه گناه های بنده ها شو تا تو به کنن می پذیره من که گناهی نکردم من اشتباه کردم و آدم جایزالخطاست والان من پذیرفتم که اشتباه  کردم واز تو می خوام منو ببخشی

 

اگه دیدی گناه کسی اون قدربزرگه که نمی تونی ببخشیش

بدون گناه اون بزرگ نیست قلب تو کوچیکه

 

یادته روزای با هم بودنمون یادته بهم گفتی هیچ وقت تنهات نمی ذارم پس چی شد من و تو این عشقوساده بدست نیاوردیم که ساده از دست بدیم من وتو (بچه ها)می خواستیم با هم باشیم با هم زندگی کنیم وبا هم بخندیم وگریه کنیم

پس چرا داری ساده ازعشقمون می گذری؟چرا داری پشت پا میزنی به دوست داشتنمون؟

من داغونم،بدجوری بهم ضربه زدی ودلمو شکستی،شب و روزام شده گریه ودعا که برگردی واین قلب شکسته منو دوباره پیوند بدی

 

خنده آدم ها همیشه از دلخوشی نیست                  گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست

 

مگه نگفتی آرزوت خوشبختی منه ولی من الان خوشبخت نیستم چون تو رو کم دارم اگه می خوای منو سر پا ببینی و به زندگی برگردونی یه بار دیگه برگرد تا بهت ثابت کنم

            

بیچاره دلم غریب و خسته ست                       چون پنجره ایی همیشه بسته ست

ای همسفر همیشگی هایم برگرد بیا دلم شکسته ست

 

اگه برگردی که منو به زندگی امید وار می کنی وبهم ثابت می شه که این دوست داشتن وسختی ها رو واسه کسی تحمل کردم که واقعا لایقتش بوده

اما اگه نخوای برگردی که منو از پا در می یاری و دوست داشتنت به من واقعی نبوده و از من گذشتن فقط بهانه ات بوده و نذار همه فکر کنن که تو هم   ن ا م ر د ی

 

            با آنکه تو را گر م کند سرد مباش                 بر آنکه تو را شفا دهد درد مباش

            چیزی در جهان بجز جوانمردی نیست           رسوای زمانه باش و نامرد مباش

 

گفتی از تو زندگیم برو،عزیزم من رفتم اگر چه بی تو میرم اما واسه خوشبختب تو هرکاری حاضرم بکنم چون طاقت ناراحتی تورو ندارم  ولی اینو مطمئن باش که هیچ کس مثل من نمی تونه تو رو عاشقونه دوست داشته باشه.

گفتی برو میرم اما ازم نخواه که فراموشت کنم چون جر تو هیچکی نمی تونه و نمی خوام تو قلب من باشه وبازم می گم همیشه دوست داشتم ودارم وخواهم داشت وهرجا هستی برات آرزوی موفقیت و خوشبختی رو دارم وهمیشه به یادتم وچشم به راه ومنتظرت می مونم که...

دلت هر جا که باشد دلم از توست و تو تنها عزیز آنی وحتی نامهرنبانیت راهم دوست دارم وهمیشه درزندگی ام فقط یک نفر وجود دارد فقط تو

به تمام کسایی که ماجرای عشق منو می خونن ومثل من عاشقن می خوام بگم همدیگرو دوست داشته باشید،قلب هم رونشکنید وبهم فرصت جبران بدید چون قلبی که شکست پیوند دوباره اش خیلی مشکله واز شما خواهش می کنم اگه حرفای منو خوندید به کسی که دوسش دارم وزندگی بدون اون برام برابر با مرگه بگید عشق من نسبت بهش واقعی بوده و اگه هرکاری می کردم واسه این بوده که از کارش باخبر باشم چون برام مهم بوده و نمی خواستم هیچ وقت از دستش بدم و می خواستم تنها مال خودم باشه.شاید با حرفای شما بفهمه که چقدر دوسش دارم و برگرده.

و ازتون خواهش می کنم واسم دعا کنید چون من هیچ امیدی به زندگی ندارم.

 

وصیت می کنم وقتی که مردم                       به یاد آن عزیز بی وفایم

     بنویسید اول اسمش،بعد از مزارم                 که بداند دوستش داشتم ودارم

  وصیت می کنم وقتی که مردم                    به خاک عاشقان خاکم گذارند

   به جای قبر من روی مزارم                      درخت بید و مجنون را بکارند

پس از مرگم تویی زیبا نگارم                   بیا با جمع خوبان بر مزارم

        سر سنگم بیا تنها گذر کن                        که من در زیر خاک چشم انتظارم

 

تقدیم به آنکه دوست داشتن به من را بهانه ایی برای رفتن کرد.

 این وبلاگ رو کامل به تنها عشقم ....بی وفایم تقدیم می کنم امیدوارم هر جا هست موفق باشه دوست دارم عزیزم

آن که با نفس هایت نفس می گیره

      

 

سارای دلشکسته

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 16:10  توسط سارا  | 

 
haa_sahar_naz
JavaScript Codes