|
به شقایق سوگند من به این معجزه ایمان دارم که تو بر خواهی گشت...
|

يادمه يه آرزو بود
يادمه يه آرزو بود
يادمه يه آرزو بود
هميشه موندن با تو
واسه زخم دل تنها
يادمه تو بودي مرهم
ولي اون روزا گذشته
ديگه نيستي كه بدوني
كاش مي شدبهت مي گفتم
من مي خوام پيشم بموني
با يه دنيا اشك و غصه
نمي خوام بي تو بمونم
توي اين غروب دلگير
شعر رفتن بخونم
ولي اون روزا گذشتن
شايد از ياد تو رفتن
كاش بودي و مي ديدي
من هنوز عاشقت هستم




















پائیز را دوست دارم چون فصل غم است
غم را دوست دارم چون بهار دل است
اشک را دوست دارم چون گواه دل است
دل را دوست دارم چون جایگا ه تنهایم است







تقدیم به او که دوست داشتنم بهش بی انتهاست .
دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ..
شانه هایش را برای گریستن وسینه اش را برای نهادن سرم و
چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم . دلم کسی را
می خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد .
با تمام خوبی ها و بدی هایم . با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم .
دلم کسی را می خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه
دهد .
کسی چون تو ...!





تـمـاشايی تــريـن تـصـويــر دنـيـا مـی شـوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی
حـضـور گـاهـگـاهـت بـازی خـورشيـــد بـا ابــر اسـت
که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی
به ما تا می رسی کـج می کنـی يکـبـاره راهـت را
ز ناچاريـست گر هم صحبـت مـا می شـوی گاهی
دلـت پــاک اسـت امــا بــا تـمــام ســادگــيــهــايـت
بـه قــصـد عاشــق آزاری مـعـمـا می شـوی گاهی
تـو را از ســرخی سيـب غـزلهــايم گـريــزی نيست
تــو هــم ماننـد حـــوا زود اغـــوا می شـوی گاهی








گفته بودم كـه اگر بوسه دهي توبـه كنم
كـه دگـر بـاره از اين گـونـه خطـاهـا نكنم
بوسه دادي و چو برخواست لبم از لب تو
توبـه كـردم كـه دگـر تـوبـه بي جـا نكنـم
اولين نامه من

...
اولين نامه تو.....
اولين برگ سفر نامه عشق من و توست.
و در اين پندارم....كه اگر عشق سر آغاز وجودست.. كه هست...
آخرين نامه من....
آخرين نامه تو....
آخرين برگ وجود من و توست..

بر ماسه ها نوشتم
درياي هستي من
از عشق توست سرشار
اين را بياد بسپار
بر ماسه ها نوشتي
اي رهسپار شيرين
اين ارزوي پاكيست

تو تنهايي
ومن صد بار تنهاتر
تو ميداني كه من جز با تو
با هر كس كه باشم...باز تنهاييم
تو ميداني كه اين بغض فرو خورده
به جز بر شانه هاي استوارت
جاي ديگر وا نخواهد شد
و ميداني كه من يك عمر چشمانم به در بودست....
دلم امروز ميخواهد
كه اين را هم بداني كه......
دگر ناب توانم نيست
ببين سردي زمستان دستانم را خجل كرده
وحتي اشك هم ديگر...
تسلي بخش غمها نيست
بيا كه ديگر از دست خيالت هم گريزانم
بيا كه سخت تنهاييم
YYYYYYYYYYYY
از کسی که دوسش داری ساده نگذر چون ممکنه دیگه کسی رو مثل اون دوست نداشته باشی.واز کسی که
تورو دوست داره بی تفاوت عبور نکن چون ممکنه دیگه کسی تو رومثل اون دوست نداشته باشه
*************

شايد آن روزی که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس
نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
*************
مثل همیشه حرف آخرم و آخر حرفم را با بغض می خورم.
عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم.
باشد برای روز مبادا.
اما در صفحات تقویم روزی به نام روز مبادا نیست.
آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
روزی شبیه امروز .. روزی شبیه فرداهای ماست
هر روز بی تو روز مباداست

به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمي موني
من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن
وقتی از مادر متولد شدم
صدایی در گوشم طنین انداخت،
که بعد ازاین با تو خواهم بود؟
به او گفتم کیستی..!؟گفت غم
فکر کردم غم عروسکی است
در دستان من که بعد ها با او
بازی خواهم کرد.
ولی بعد ها فهمیدم که من
عروسکی هستم در دستان او.
تقدیم به او که عشق به من را بهانه ای برای رفتن کرد ....

| هر وقت دلت گرفته گریه کن | |
|
می دونی چرا وقتی گریه می کنی آروم می شی؟!چون اشکهای سردت قبل از اینکه از مجرای چشم سرازیر بشه یه سری به قلبت می زنه .بعد قلبت که خیلی داغه حرارتشو می ده به اشکات و اشکات گرم می شن.اونوقت اشکات هم سرما شو نو می دن به قلبت.اینجوریه که اشکات گرم می شن و قلبت سرد و آروم...
|