تبليغاتX
سراب عشق
به شقایق سوگند من به این معجزه ایمان دارم که تو بر خواهی گشت...
 

   عقش 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...


چون دنيا يه روز تموم ميشه...

 

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
 
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
 
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...
 
نميخوام بگم که دوستت دارم.

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 17:1  توسط سارا  | 

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم ...می روماز رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش.گرچه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی ...آرزو دارم بفهمی درد را ، تلخی برخورد های سرد را...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 10:53  توسط سارا  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 10:6  توسط سارا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 17:35  توسط سارا  | 

مرگ بر من...!!!

 

هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم

تو نمی فهمی اندوه مرا

چه بگویم به تو ای رفته ز دست؟

شدم از مستی چشمان تو مست

شده ام سنگ پرست

مرگ بر آنکه دلش را به دل سنگ تو بست

تو نمی فهمی اندوه مرا...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 17:30  توسط سارا  | 

شعر از دوستی که بعد از او  ....  سکوت  ....   تنها یارم خواهد بود ......... " سارا  "

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 17:28  توسط سارا  | 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 19:1  توسط سارا  | 


می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

قصه ء عشق کهنه ام را مو به مو از بر کنی
*

*

 

****************************

ميدوني چرا بعضي شبها زود صبح مي شه؟؟؟؟؟؟

چون خورشيد

هم دلش براي چشماي تو تنگ ميشه.

*****

**************************

مي گن خدا ابر رو به گريه در

 مياره تا گل بخنده پس هر وقت بارون اومد

 يادت نره بخندي

 

 

***********************

 

خوشبخت ترين پسر کسي هست

که اولين عشق يه دختر باشه

و خوشبخترين دختر کسي هست که آخرين عشق يه پسر باشه.!.

 

*********************

گر چه از دوري اين فاصله ها

 مأ يوسم از همين فاصله دور تو را مي بوسم.................

********

 

******************

خوشبخت ترين انسان کسي است

 که خداوند دلي پر از

 احساس به او داده باشد!

* * * *

 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:32  توسط سارا  | 

*

*

 

****************************

ميدوني چرا بعضي شبها زود صبح مي شه؟؟؟؟؟؟

چون خورشيد

هم دلش براي چشماي تو تنگ ميشه.

*****

**************************

مي گن خدا ابر رو به گريه در

 مياره تا گل بخنده پس هر وقت بارون اومد

 يادت نره بخندي

 

***********************

 

خوشبخت ترين پسر کسي هست

که اولين عشق يه دختر باشه

و خوشبخترين دختر کسي هست که آخرين عشق يه پسر باشه.!.

 

*********************

گر چه از دوري اين فاصله ها

 مأ يوسم از همين فاصله دور تو را مي بوسم.................

********

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 17:26  توسط سارا  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 12:52  توسط سارا  | 

آری آغاز دوست داشتن است                                                                                                    

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 12:36  توسط سارا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 11:25  توسط سارا  | 

وقتی از مادر متولد شدم

صدایی در گوشم طنین انداخت،

که بعد ازاین با تو خواهم بود؟

به او گفتم کیستی..!؟گفت غم

فکر کردم غم عروسکی است

در دستان من که بعد ها با او

بازی خواهم کرد.

ولی بعد ها فهمیدم که من

عروسکی هستم در دستان او.

 

تقدیم به او که عشق به من را بهانه ای برای رفتن کرد ....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:44  توسط سارا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:42  توسط سارا  | 

هر کس به طریقی دل ما می شکند                                      بیگانه جدا دوست جدا می شکند

 بیگانه اگر می شکند حرفی نیست                                      از دوست بپرسید که چرا می شکند

گل همیشه نازم نبودی چاره سازم  نکردی  مهربونی به قلب پر نیازم  آخه این اسمش وفا نیست  راه و رسم عاشقا نیست وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روا نیست تویی که بر سر من عشقتو منت می ذاری رنجی که به من می دی پای محبت می ذاری  تویی که با همه مهری که می گی به من داری پس چرا سوختنم و به پای عادت می ذاری محتاج محبتم خدایا مددی کن شاید که خدا بگیره دست پر نیازم شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:33  توسط سارا  | 

هر کسی بی وفا تره                        بازی عشقو می بره

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:22  توسط سارا  | 

مثل همیشه حرف آخرم و آخر حرفم را با بغض می خورم.

عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم.

باشد برای روز مبادا.

اما در صفحات تقویم روزی به نام روز مبادا نیست.

آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز

روزی شبیه امروز .. روزی شبیه فرداهای ماست

هر روز بی تو روز مباداست

به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمي موني
من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:12  توسط سارا  | 

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه

                                                    باخبر باش که من غرق گناهم هر شب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:10  توسط سارا  | 

گذشتي از برهوت نگاه خالي من

          چه چيزها که نديدي تو در حوالي من

 

                    دلي که از غم تنهاييش ترک خورده

                          ستاره اي که از ابري کدر کلک خورده

 

                                        اسير درد فراموش کردن يک عشق

                                               و فوت کردن و خاموش کردن يک عشق

 

                                                             سري که بر سر داري سياه مي گريد

                                                                   صداي گمشده اي بيگناه مي گريد

 

                                                                               که جرم نيست اگر گفت دوستت دارم

                                                                                     من از خموشي چشمان خويش ميبارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 13:48  توسط سارا  | 

 
haa_sahar_naz
JavaScript Codes